تبليغاتX
طریقت دانائی

طریقت دانائی

کونگ فو توآ و همراهان

نظر سنجی

 


«  محکوم نمودن مقاله کژراهه در مورد راهبر کونگ فو توآ»
  
محکوم نمودن مقاله کژراهه در مورد راهبر طریقت دانائی

1- محکوم است (کد:2258971)

2- محکوم نیست (کد:2258972)

شرکت در نظرسنجی:

برای شرکت در نظرسنجی، کد سبز رنگ مقابل گزينه مورد نظر را به شماره 30009324 (يا 3000webg) اس‌ام‌اس کنيد.
 
 
 
ویژه نامه کژراهه هرزنامه جام جم تحت عنوان عرفان های وشبه عرفانهای دروغین که در تاریخ 6/12/86         
 
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:54  توسط حمید راهدان  | 

توهین روزنامه جام جم به یارومه

 

«« سر مکش تا مکشد سر به فلک فریادم »»

همرهی در خود نالید و همرهی گریست و در خود نشست و آن دیگر فریاد که بنیان از دل ساز میکند

با من باش و از ما بگو

دستت به دستم بسپار که سکوتت دیگر سیاهی را نخواهد شکافت و این فریاد من و تو است که بنیان کژراهیان را به باد خواهد سپرد

به جبر زمین و زمان و بنا به طاقت ایام صد روزی را از دیارم و یارانم به دور افتادم و از غیر و خیر و شر زمانه بی خبر

تا به دیدار آمدم چشم آشکبار و دل فسرده همرهان پاکتر از آینه به رنجم کشاند و پرس غم نادیده اش خواندم، مرا گفت از بی­ شرمی و ایام و از حراج قلم و شکستن قلمدان صداقت به کژراهه رفتن نویسندگانی خود فروخته به خیال اوهام پرست کژی و ناراستی ...

 تا به چند از خود افترا تراویدن و دروغ و نامردمی به خورد اندیشه ها دادن. چون خود به حماقت خویش آکهید مردم نیز به چنیین میپندارید... آیا نمی]دانید قضاوت این نادرستی ها را به داوری زمان میبرند و هنوز از آن نسل گذشته در میان مردمان هستند تا آنچه را که حقیقت کلام است بازگویند؟؟!!

آیا چون قیچی زمانه بدستانتان افتاده گمان میکنید ریشی هم گیر خواهید آورد تا هچلش کنید؟؟!  

کند

 

رستن از بندهای جهل و نادانی که بر تار و پود جانشان نشئه گشته راهکاری

 به راهبرد خیال واهی و وهم زده اوباش و راهزنان اندیشه از دریچه نگرش کوته آنان بر حقایق و واقعیت،  بندی است که رستن را بهانه چون و چرای رسیدن به منبع خیال آسوده و در عین پریشان اسپانسر زمانه  به مال اندوزی و دنیا طلبی

افسار گسیخته  خود طلب مینمایند.

هر روز دستآویز و دستگیری تا خیال خود آسوده نگاهند که نالیده و  نوشته اند.

که داستان سرایانند در بند اوهام خویشتنشان به پوچی نگاهشان

سودا و غم نان تا به چند؟!!

چونان کیسه زری میماند که والی ولایت بهتزده به دستان کثیف المنظر شاعر

 و مدیحه سرای دربار منحوص خود در برابر الارجیف بندی و مدح گوئیشان

 سرازیر میکند .

تا آنجا که نقش کشیدن را به ساختن میشمرند و تناقض کلامشان وجودشان

 را به زیر باز گرفته...

همچون مهره ناچیز سربازشطرنج میماند که بر صفحه سیاه و سفید زمانه بی

 بند و بار و وافر از تهمت و افترا، زیر دستان لرزان و مردد و بازمانده در خود بازیگر ناشی و ناتوانش به این سو و آن سو میجهد غافل از آنکه نقش آن د

ر این صفحه ملون بی رنگ لی لی کردن و خانه به خانه نشستن است و نادیده تر آنکه خصم زمانه یشتر از آن ماتشان کرده و این جهیدن چون جان کندن ماهی

 بر خاکستر است.

 

 

 

همراهان و دوستان گرامی از آنجایی که هرز نامه جام جم دست رسی به  ضمیمه

کژراه در صفحه خود محدود کرده و تعداد بسیاری از همراهان موفق به مشاهده

 این ننگ نامه بیزن مقدم که تا ابد بر پیشانی او خواهد ماند را نکرده اند همراهان

 شمااین تصور را آماده نموده که در پیش روی شما قرار دارد

همراهان هم پیمان منتظر دستان گرم شما هستیم  . . . 

ویژه نامه کژراهه هرزنامه جام جم تحت عنوان عرفان های وشبه عرفانهای دروغین که در تاریخ 6/12/86

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:27  توسط حمید راهدان  | 

توهین روزنامه جام جم به یارومه

 

«« سر مکش تا مکشد سر به فلک فریادم »»

همرهی در خود نالید و همرهی گریست و در خود نشست و آن دیگر فریاد که بنیان از دل ساز میکند

با من باش و از ما بگو

دستت به دستم بسپار که سکوتت دیگر سیاهی را نخواهد شکافت و این فریاد من و تو است که بنیان کژراهیان را به باد خواهد سپرد

به جبر زمین و زمان و بنا به طاقت ایام صد روزی را از دیارم و یارانم به دور افتادم و از غیر و خیر و شر زمانه بی خبر

تا به دیدار آمدم چشم آشکبار و دل فسرده همرهان پاکتر از آینه به رنجم کشاند و پرس غم نادیده اش خواندم، مرا گفت از بی­ شرمی و ایام و از حراج قلم و شکستن قلمدان صداقت به کژراهه رفتن نویسندگانی خود فروخته به خیال اوهام پرست کژی و ناراستی ...

 تا به چند از خود افترا تراویدن و دروغ و نامردمی به خورد اندیشه ها دادن. چون خود به حماقت خویش آکهید مردم نیز به چنیین میپندارید... آیا نمی]دانید قضاوت این نادرستی ها را به داوری زمان میبرند و هنوز از آن نسل گذشته در میان مردمان هستند تا آنچه را که حقیقت کلام است بازگویند؟؟!!

آیا چون قیچی زمانه بدستانتان افتاده گمان میکنید ریشی هم گیر خواهید آورد تا هچلش کنید؟؟!  

کند

 

رستن از بندهای جهل و نادانی که بر تار و پود جانشان نشئه گشته راهکاری

 به راهبرد خیال واهی و وهم زده اوباش و راهزنان اندیشه از دریچه نگرش کوته آنان بر حقایق و واقعیت،  بندی است که رستن را بهانه چون و چرای رسیدن به منبع خیال آسوده و در عین پریشان اسپانسر زمانه  به مال اندوزی و دنیا طلبی

افسار گسیخته  خود طلب مینمایند.

هر روز دستآویز و دستگیری تا خیال خود آسوده نگاهند که نالیده و  نوشته اند.

که داستان سرایانند در بند اوهام خویشتنشان به پوچی نگاهشان

سودا و غم نان تا به چند؟!!

چونان کیسه زری میماند که والی ولایت بهتزده به دستان کثیف المنظر شاعر

 و مدیحه سرای دربار منحوص خود در برابر الارجیف بندی و مدح گوئیشان

 سرازیر میکند .

تا آنجا که نقش کشیدن را به ساختن میشمرند و تناقض کلامشان وجودشان

 را به زیر باز گرفته...

همچون مهره ناچیز سربازشطرنج میماند که بر صفحه سیاه و سفید زمانه بی

 بند و بار و وافر از تهمت و افترا، زیر دستان لرزان و مردد و بازمانده در خود بازیگر ناشی و ناتوانش به این سو و آن سو میجهد غافل از آنکه نقش آن د

ر این صفحه ملون بی رنگ لی لی کردن و خانه به خانه نشستن است و نادیده تر آنکه خصم زمانه یشتر از آن ماتشان کرده و این جهیدن چون جان کندن ماهی

 بر خاکستر است.

 

 

 

همراهان و دوستان گرامی از آنجایی که هرز نامه جام جم دست رسی به  ضمیمه

کژراه در صفحه خود محدود کرده و تعداد بسیاری از همراهان موفق به مشاهده

 این ننگ نامه بیزن مقدم که تا ابد بر پیشانی او خواهد ماند را نکرده اند همراهان

 شمااین تصور را آماده نموده که در پیش روی شما قرار دارد

همراهان هم پیمان منتظر دستان گرم شما هستیم  . . . 

ویژه نامه کژراهه هرزنامه جام جم تحت عنوان عرفان های وشبه عرفانهای دروغین که در تاریخ 6/12/86

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:12  توسط حمید راهدان  | 

اشک نگار

همراه عزیز

            دوست گرامی

                                 بازدید کننده محترم

امیدوارم حاتون خوب باشه و در سلامت کامل و شاد و آزاد همراه خانواده زندگی را بگذرونید.

شما متاهل هستید؟!!

فرزندی هم دارید؟!!!

تا الان پیش اومده از  خانواده یا مخصوصا فرزندتون برای مدت کوتاهی ... مثلا فقط یک یا دو روز دور باشید.. وحتی امکان خبر داشتن از اونها را نداشته باشید

پیش اومده؟!!!

چه حال و اوضاعی داشتید؟!!

فرزندتون چی؟!!

       بگذارید یه جور دیگه بگم

چند سالتونه؟!

زمانی که سن کمتری داشتید   مثلاْ بین ۳ تا ۱۰ سال

آیا هیچ براتون پیش اومده تو اون سن کم که حتما بزرگترین تکیه گاهتون پدر یا مادر بوده از اونها دور بشید..

البته نه به جبر و زور فقط به خاطر یه مسافرت کوتاه یا اینکه برای گل و گشت اونها به جایی بروند ..

میدونید توی اون سن کم قبول کنید که اکثر کودکان بالاترین امیدشون پدر و مادرشون هستند ... حتی به جرات میگم گه توی اون سن حتی برای خیلی هاشون امید و بزرگترین تکیه گاهشون پدر و مادر  و شاید خداوند بعد از اونها.

 آیا همه اینو قبول دارید که برای هر کودکی زجر آورترین و سخت ترین ساعات عمرش دوری از پدر و یا مادرشه؟!

آیا اینو قبول دارید ؟!

یک لحضه به این فکر کنید اگر شما را برای مدتی مثلا ۱۰ یا ۱۳ سال از اونها دور میکردند ... نزدیک بودند ولی جبر اجازه نمیداد بوی اوها را استشمام کنیُ جبر اجازه نمیداد تو بغلشون بزنی و آرام بگیری .. و بالاخره این جبر لعنتی نمیخواست تو و احساس تو را درک کنه که چقدر به اونها نیاز داری و همینطور این رابطه در مورد اولیاء شما هم صدق میکنه ..

 

 

فقط یک جمله کوتاه دیگه

قضاوت و داوری با خود شما

محمد ابراهیمی را میشناسید؟!!!!

خود من هم خوب ایشون را نمیشناسم و خدا میدونه حتی تا الان نه دیدمشون و نه صداشون را شنیدم..

خدای من خودش میدونه من نه از طرف کسی مینویسم و نه برای کسی

خدای من خودش خوب میدونه جگرم میسوزه وقتی چشمای اشکبار نگار دختر کوچک محمد را را میبینم که از پدرش دورش کردن و ...

خدای من میدونه فقط به عنوان یک ایرانی ...یا بهتر بگم یک انسان من به جای آقا محمد توی بند بودم تا اون میتونست کنار دختر کوچک و خانواده اش می بود...

چی بگم ....

          امید بستم به عالم دورن کز عالم برون آید...

به امید آزادی محمد ابراهیمی و همه زندانیان در بند.

اگر مایل بودید برای درخواست آزادی محمد و شادی نگار عزیز میتونید روی لینک زیر

        برای امضاء درخواست آزادی آقای محمد ابراهیمی بر روی عکس کلیک کنید و مراحل بعدی را انجام دهید تا آنجا که میدانم مطمئن هستم نام  شما کاملا محفوظ است

                         کلیک کنید و اون درخواست را امضاءکنید

شاید همین عمل کوچک (و به درون بزرگ) شما بزرگترین خواسته توان شما در شادلی دلی گوچک باشد.

 

 

 

 

نگار عزیزم فدای قطره قطره اشکاهایت

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:41  توسط حمید راهدان  | 

رهایی

راه در جهان یکی است و آن راه راستی است و این راه منتهی است بر رهایی

و بدان همراه این ره رهسویه ایست بر رهایی (( ای همراه به ره آ )).

زندگی ..... نبرد...... سختی ....... درد ....... رهایی

باید رهایی آدمی را خواست .

(( کسانی که برای انسانها پیکار کردند ، رنج بردند و پیروز شدند ))

راه ........آه

درد شکافت پوستی است که ادراک شما را در خود پیچیده باشد و مستور بدارد .
همانا بدانید تا دامنی دریده نشود و تنی از درد به خود نالیده نشود زایشی روی نخواهد داد
همانا بر دامن خاک تا هسته ای پوست نشکافد و مغز به گرمای آفتاب ننماید هرگز جوانه ای نروید

او می گفت ::
زندگی نبرد انسانهاست ، بدانید زندگی به نبرد لذت بخش و نبرد به سختی .

همانا نادانایان از سختی نبرد شکوه و شکایت دارند ، اما آنها نمی دانند که از پس این سختی
شکوه و شوکت زاییده شود .

(( همانا شکوه گران نادانایانند ، اینان چشم دارند و نمی بینند ، گوش دارند و نمی شنوند . ))

او میگفت ::
انسان غالبا از نیازهای دروغینش آگاه است اما از نیازهای راستی بی خبر .

زندگی نبرد انسانهاست و با جوشش اندیشه آغاز همانا انسان زمانی در حقیقت متولد می شود
که به شناختی واقعی و روشن از محیط خود و افرادش دست یابد.
و آن هنگام که قادر به درک واقعیات و مبارزه ی انسانی نباشد و از زندگی بهراسد مرده است.

ما چیزی نیستیم ، جز همانی هستیم که از خود می خواهیم وآنچه در خود می سازیم .

ما سربازان رزم زندگی هستیم ، درفشمان هم زندگی ساز است نه زندگی بر انداز قدرتمان
ناشی از قدرت انسانهاست ، همانسان که زبونیمان معلول خودمان

از ره غفلت به گدایی رسی گر به خود آیی به خدائی رسی

باید رهایی آدمی را خواست ، باید بیش از هر چیز آزاد ساختن را به عنوان ارزش شمرد .

و تو ای همراه که نیرو و تن و اندیشه ات را برای رهایی بکار خواهی گرفت ،با تو که هر
چه را می خواهی انسانی و برای انسانهاست :::
من و تو تا آنزمان که به هدفمان نرسیم با آرامش بیگانه ایم و آنرا نمی خواهیم .
آه

هدف زندگی انسانهای امروز بیشتر در بردن گلیم خویش از موج است تا سعی در گرفتن غریق
این انسان از خود رانده و با خود بیگانه کیست و چیست؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:14  توسط حمید راهدان  | 

تالار گفتگوی همراهان کونگ فو توآ

مژده برای همراهان عزیز

برای آشنایی های بیشتر بین همراهان و علاقه مندان به طریقت دانایی و همچنین امکان ایجاد بحث و تبادل نظر تالار گفتگویی ایجاد شده تا بدین طریق امکان ارتباط بیشتر و تبادل اندیشه ها صورت پذیرد...

از شما دعوت میشود به این

صفحه

www.mypardis.com/Sport/kungfutao

مراجعه و ضمن ثبت نام در گفتگو ها و بحث ها مشارکت داشته باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 11:42  توسط حمید راهدان  | 

دختران و پسران

           

 

           

 

            

 

           

 

           

 

           

 

           

 

           

 

         

 

 

         

 

       

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 14:1  توسط حمید راهدان  | 

شاهین

www.kungfutoa-international.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 11:23  توسط حمید راهدان  | 

این آقا همراه ما نیست؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:0  توسط حمید راهدان  | 

دست تمامی همراهان را به گرمی میفشاریم و به دوستی میخوانیم

 

هفت مایگاه

 

 

م

الله

همراه و دوست گرامي …………..

چندي پيش چنين حكم شد كه صفحاتي به اين نامها در اينترنت باز كنيم :   http://www.kungfutoa-international.com

www.kungfutoa-archive.com

كه در حال حاضر اسكلت اين صفحات ساخته شده است.

برنامه اين است كه درwww.kungfutoa-international.com تمامي حركات ،تكنيكهاي صحيح،نامها،نرمشها،……و هرگونه دانش كونگ فو توآ به تصوير در آيد. از اين جهت ما نياز به همكاري تمامي همراهان در ايران داريم

 

ـ عكسهائي از همراهان و راهدانان ايران (اين عكسها بايد تك باشند عكسهائي از ضربات تورانماها و يا تكنيكهاي زيباي دست و پا  از زواياي مخصوص همچنين از معابد كونگ فو توآ در سراسر  ايران ، جمع همراهان ، همايشهاي داخلي ،بن‌كن، (توضيح : فرمودند با انديشه بر سنگ نكوبيد، سر را بر مرمر و سنگ نزنيد اين از ممنوعات است)و .(با كيفيت مطلوب) ـ يك عكس زيبا مي‌تواند از چهره انسانها در اقوام و مليتهاي ايران زمين يا. باشد . ـ عكسهائي كه داراي مفهوم و پتانسيل‌هاي هنري، فرهنگي، اجتمائي، ورزشي و..كه از ديدگاه خود همراهان طريقت است . ـ و يا طبيعت(صحرا، كوه، جنگل، دريا، گياهان، و ) ـ هر گونه مطلب، مقاله، شعر (كه قلم خود همراهان طريقت باشد).

ما در صورت اعلام موافقت صاحبان اصلي عكسها و مطالب ، اينها را با ذكر نام و نام فاميلي ، يا تنها نام كوچك ، يا نام مستعار، ويا بدون نام در http://www.kungfutoa-international.com   قرار مي‌دهيم وگر نه نامها محفوظ مي‌ماند.

هدف از اين برنامه اين است كه چهره غبار گرفته كونگ فو توآ شسته شود.

در اين برنامه هيچكس رئيس نيست ، و همه مسئول هستند و برابر، مثلا در اينجا يك نفر مسئول بررسي و انتخاب عكسها است ، يك نفر مسئول تهيه و ساخت اين برنامه است ، يكي مسئول عكس انداختن از تكنيكها است، يكي نوشتن يا جمع‌آوري شعر و مطالب ، يك نفر مسئول دريافت و فرستادن E-mail ، شما در حيطه كانون خود مسئول تهيه و فرستادن اينها هستيد .

يكي هم همه ما را نظاره مي‌كند

تأكيد:

همگي ما در هر سن ، هر دوره و يا هر درجه‌اي كه باشيم در اين راه ابتدا با يكديگر همراه طريقت دانائي هستيم(اگر لايق باشيم) و تنها انتظاري كه از همه همراهان ميرود، اين است كه وجود خود را حفظ كنند، به اين طوري كه با سياست مخلوط نشوند و با آن در نيافتندو نبايد ديگر جان همراهي به خطر افتد امروز طريقت دانائي است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همراه و دوست گرامي ....... 1- در صورت اعلام تمايل به همكاري - موارد را در يك برنامه زمانبندي شده كوتاه مدت تهيه و در اختيار همراه كانون اول خود قرار دهيد .2-آدرس سايتها فقط نزد شما محفوظ و امانت بماند و در اختيار ديگر همراهان تا زمان تكميل قرار نگيرد.3-اگر به گروهي برخورديد كه بر روي برنامه عًلم حق و ...... هنوز كار ميكنن، با آنها وترد بحث و درگير نشويد، م .... با هر گروه جداگانه كار خود را مي‌كنند.4-اگر همراه يا همراهاني مايل به همكاري نيستند، با ايشان دلخوري و جدائي نكنيد، بگذاريد هر كس آزادانه فكر كند و آزادانه انتخاب كند

 

kungfutoa.1171318@gmail.com

 

موفق باشيد. 25/اسفند/84

 

م

الله

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:16  توسط حمید راهدان  | 

مایگاه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:42  توسط حمید راهدان  |